تبليغاتX
عبور،آزاد - فاصله

همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی،که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

با سر اغازی که پایانی نیست

شروع  کردم

نوشتم

وحال

شاید

فرصتی امده تا کمی دور شوم

تا شاید نوشته هایم رنگ پخته تری پذیرد

و دوباره باز ایم

شاید حاصل این تامل

چیز بهتری باشد

برای خواندن

+ تاريخ چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 15:32 نويسنده فاطمه |