تبليغاتX
عبور،آزاد

همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی،که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

در میان این دیوار هایه ظاهر سنگ

اسمان مامنی امن یافته برا ی گریستن

به باطن

نرم شده اند

اما ظاهر هنوز سنگ

سنگ

سنگ

+ تاريخ چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 8:1 نويسنده فاطمه |

فریاد مردانه ایی خواهم زد

جایی که کوه هایش توانایی تحمل فریادم را داشته و

انعکاس صدایم را محکم در گوشم زنند

انقدر محکم که بیدار شوم

کدامین کوه

کجایی کوه؟

+ تاريخ چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 23:0 نويسنده فاطمه |

روی تبلیغ حک شده بود

هیچ کس تنها نیست!

پس چرا تنهایم

حتی با تو!

+ تاريخ پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 23:19 نويسنده فاطمه |