تبليغاتX
عبور،آزاد

همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی،که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

شرمنده ام

کاسه بدست

پشت در خانه ات ایستاده ام

اینبار

برای شفای خود شیر اورده ام

تا تبرکش کنی

شاید فرق شکافته ی ادمیت من هم

التیام یابد

شرمنده ام

+ تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 1:32 نويسنده فاطمه |

زمان میرود

دعا میکنم

بیشتر روزه گرفته باشم

تا افطار!

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 18:53 نويسنده فاطمه |

برای منم دعا کنید

+ تاريخ سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 18:32 نويسنده فاطمه |

به پیشوازت می ایم

آنچنان که قول داده ام

که نه تنها از خوردن و اشامیدن

بلکه از هر چیز که روح را برای پرواز

سنگین تر میکند دوری جویم

شاید رویای پرواز

باور کردنی تر شود!

+ تاريخ دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 13:59 نويسنده فاطمه |

بغض شدی در گلو

اشک شو

برون آ

+ تاريخ یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 0:24 نويسنده فاطمه |

تعریف نمیشوم در این روزها

لغت نامه ایی میخواهم تا خود را معنی کنم

+ تاريخ جمعه یکم شهریور 1387ساعت 23:46 نويسنده فاطمه |