تبليغاتX
. --> نوشته های شبانه
نوشته های شبانه
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

وقت طلاست

به وقت ایران می باشد .

پروفایل



انکه بی باده کند جان مرا مست کجاست؟
انکه بیرون کند از جان و دلم دست کجاست؟
وانکه سوگند خورم جز به سر او نخورم
وانکه سوگند من و توبه ام اشکست کجاست؟

پیوندها

پیوندهای روزانه
شعر نو
دل نوشته ها
درونیات
اخرین پاییز
قانون سیب
به لیمو
خودکار مشکی و کاغذ کاهی!
چک نویس
ارماگدون
شبانه های یک مرد
یادداشت های یک خبرنگار
دخترک اورجینال
ارماچوندیا
خط خطی های گاه و بیگاه من!
قلم های کاغذی
دل نوشته های من
رو نوشت بدون اصل
شیب زیاد غدقن!
صدای شب
عطر باروون
گوربان!
غربت حرف
همشهری جوان
آرشيو پيوندهاي روزانه

آمار وبلاگ
  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

کل بازديد ها :
تبلیغات
 
جای بنر های شما
 
نگرش
  زندگی جاری است

در چشم هایم

در دستانم

و در ذهنم

و انچه می خواهم ان چیزی است که دارم

هیچ چیز  بی حکمتش نیست و همه جیز هست

دوستت دارم



[+] نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 توسط فاطمه |
 
....
  مگذار یاد مرا

                طعم تلخ این حقیقت ببرد از یاد

                                                      که از دل برود هر انکه از دیده برفت.......



[+] نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 توسط فاطمه |
 
شاهکار مغرور
  دور بزن

دور بزن

سرت که گیج رفت

خودت می افتی



[+] نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین 1388 توسط فاطمه |
 
خاطره
  بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم.

همه تن چشم شدم خيره به دنبال توگشتم.

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم.

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.



در نهانخانه جانم , گل ياد تو درخشيد,

باغ صد خاطره خنديد,

عطر صد خاطره پيچيد.



يادم آمد که شبي با هم از آن کوچه گذشتيم,

پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم,

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.

تو , همه راز جهان ريخته در چشم سياهت,

من , همه محو تماشاي نگاهت.



آسمان صاف و شب آرام,

بخت , خندان و , زمان رام.

خوشهء ماه فرو ريخته در آب,

شاخه ها دست برآورده به مهتاب.

شب و صحرا و گل و سنگ,

همه , دل داده به آواز شباهنگ.



يادم آمد تو به من گفتي: ((از اين عشق حذر کن!

لحظه اي چند بر اين آب نظر کن!

آب , آيينهء عشق گذران است.

تو که امروز نگاهت به نگاهي نگران است,

باش فردا , که دلت با دگران است!

تا فراموش کني , چندي از اين شهر , سفر کن!))



با تو گفتم: ((حذر از عشق ندانم.

سفر از پيش تو هرگز نتوانم,

نتوانم!))



روز اول که دل من به تمنّاي تو پر زد,

چون کبوتر بر لب بام تو نشستم.

تو به من سنگ زدي , من نرميدم , نه گسستم.

باز گفتم که تو صيّادي و من آهوي دشتم,

تا به دام تو در افتادم , همه جا گشتم و گشتم,

حذر از عشق ندانم,

سفر از پيش تو هرگز نتوانم , نتوانم!



اشکي از شاخه فرو ريخت.

مرغ حق , نالهء تلخي زد و بگريخت...

اشک در چشم تو لرزيد,

ماه بر عشق تو خنديد.

يادم آمد که دگر از تو جوابي نشنيدم,

پاي در دامن اندوه کشيدم,

نگسستم , نرميدم...



رفت در ظلمت غم , آن شب و شبهاي دگر هم,

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم,

نه کني ديگر از آن کوچه گذر هم...!

بي تو امّا به چه حالي من از آن کوچه گذشتم...!

[+] نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 توسط فاطمه |
 
ما....
   

بیا

دیگر نگاه غریبه ایی نیست که معذبمان کند 

آرام گرفته ایی چرا؟

بخروش!

اینجا آرام گرفته ها را خاک می کنند

دفن  می کنندو پس از اندک مدتی فراموش!

دریا و آرامی؟!

آری!صدا کن!جای من هم فریاد بکش

من از جنس تو شوم یا تو از خاک میشوی؟

من برای یکی شدن اماده ام!

حال هرکه از اینجا گذر کند

میگوید:چه دریای گل آلودی!



[+] نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 توسط فاطمه |
 
درد
 

و من اغشته ی دردم

ومن دلتنگ دلتنگم......



[+] نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387 توسط فاطمه |
 
مطالب گذشته
  نگرش
....
شاهکار مغرور
خاطره
ما....
درد
حرفهایت.....
گیج
امدی؟
پژواک
اغاز
وارانه
گمشده
منتظر
سنگ
کوه
..............
فاصله
یا علی
زمان
 
منوی اصلی
صفحه نخست
ایمیل به مدیر
وضعیت در یاهو


نویسنده

آرشیو موضوعی

آرشیو وبلاگ
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386

نظرسنجی
جای کد نظرسنجی




Copy Right © http://ghooghnoss.blogfa.com .:. Template Design By : GHALEBKADEH